- آخرین اخبار : شایع ترین حوادث ساختمانی در ایران
- آخرین اخبار : طولانی ترین تونل قطار جهان
- آخرین اخبار : آسمانخراشهائی به شکل #
- آخرین اخبار : قيمت خانه در كشورهاي مختلف
«ابنزر هاوارد» كه برخی او را معمار یا شهرساز معروف میدانند، فاقد تحصیلات آكادمیك بود، اما زمانی كه ایده باغشهر را مطرح كرد توانست بخش خصوصی را به احداث دو باغشهر در اطراف لندن متقاعد كند طوری كه فقط یكی از آنها به خاطر رعایت كامل 10 ویژگی ارائه شده از سوی هاوارد، توانست به شهرت جهانی دست پیدا كند. مبتكر باغشهر اولین شرط ایجاد چنین مجموعه شهری را رعایت حداقل 50 كیلومتر فاصله از شهر اصلی عنوان میكند و در عین حال بر استقلال كامل باغشهر به شكلی كه كار و سكونت توام برای ساكنان برقرار باشد، تاكید كرده است. باغشهر طبق تعریف انگلیسی آن باید توسط كمربند سبز احاطه شود و 750 متر مربع زمین در اختیار هر عضو خانواده قرار دهد.
همچنین شرط بقای باغشهر سرمایهگذاری بخش خصوصی – بدون حضور دولت- عنوان شده به گونهای كه زمینها ابتدا توسط شركت تاسیسكننده باغشهر خریداری و سپس به صورت اجارهداری به ساكنان واگذار شود.
این طرح ظاهرا قرار است با تغییراتی در محتوا در ایران به اجرا دربیاید. در طرح ایرانی باغشهر، برای هر خانوار 1000 متر زمین درنظر گرفته شده كه سرانه باغشهر برای هر نفر را 250 مترمربع تعیین میكند. از سوی دیگر، اعلام باغشهر از زبان رییسجمهور به این معنی است كه طرح تحت مدیریت اجرایی دولت شكل خواهد گرفت. همچنین باغشهر ایرانی با وضعیت كنونی نمیتوانند اشتغال ساكنان را تامین كنند كه این مهمترین چالش طرح در مقایسه با نسخه اصلی آن محسوب میشود.
باغشهر برای مردمان شاد
«باغشهر، شهری است كه طراحی شده تا برای ساكنانش زندگی و شرایط كاری سالمی فراهم كند. اندازه آن باید تنها به قدری كه برای بسط كامل حیات اجتماعی كافی است، بزرگ باشد. كمربندی روستایی، باغشهر را درون خود میگیرد. زمینهای آن املاك عمومیاند یا توسط یك تراست، به نمایندگی از جامعه ساكنان آن اداره میشوند.» این توصیفی از باغشهر است كه ابنزر هاوارد (1928-1850)، 109 سال پیش تحت تاثیر دیدگاهی آرمانشهرگرایانه درباره شهرهای آینده و با اثرگیری از اندیشههای سوسیالیستی ارائه داد؛ هر چند برخی معتقدند كه او سوسیالیست نبوده و نقش مهمی برای دولت مركزی در این میان در نظر نمیگرفته است. فلسفه باغشهر، شیوهای از برنامهریزی شهری است كه در سال 1898 توسط هاوارد در انگلستان پایهگذاری شد. هدف این بود كه باغشهرها مناطقی مستقل و خودكفا باشند كه نقشهشان از قبل كشیده شده و مزایای شهر و روستا را با هم در خود داشته باشند، زمان لازم برای رفتوآمد میان خانه و محل كار در آنها اندك باشد، اشتغال محلی در آنها بالا باشد، از آبوهوایی مطبوع برخوردار باشند، «كمربندهای سبز» (پاركها) احاطهشان كنند و مناطق مسكونی، صنعتی و كشاورزی متناسبی را در خود داشته باشند و به قول خود هاوارد، «مردمانی شاد» در آنها زندگی كنند و در عین حال با ساخت آنها از طبیعت محافظت شود.
هاوارد میگوید كه هدف از ساخت باغشهرها حفظ «تركیبی سالم، طبیعی و اقتصادی از زندگی شهری و روستایی» از طریق آمیزهای از كار و تفریح است. این گفتههای هاوارد، آرمان او را كه بنیادگذاری ارتباطی هماهنگ میان ماشین و باغ است، بازتاب میدهد. «قرار بر این است كه از جامعه انسانی و زیبایی طبیعت در كنار هم لذت ببریم.»

باغشهر خوشهای
هاوارد، پسر مغازهداری كه در فوراستریت لندن به دنیا آمده بود، در 48 سالگی (1898) كتاب خود با نام «فردا: راهی صلحآمیز به سوی اصلاحی واقعی» را نوشت و این كتاب سپس در سال 1902 دوباره با عنوان «باغشهرهای فردا» (Garden cities of tomorrow) منتشر شد. صورت آرمانی باغشهر هاوارد، 32 هزار نفر را در زمینی به مساحت 2400 هكتار در خود جای میداد و در الگویی از دوایر هممركز با پاركهای عمومی، امكانات تفریحی و شش بلوار با عرض 37 متر كه همچون شعاعهای این دوایر در مركز آنها به هم میرسند، ساخته میشد. قرار بود كه باغشهر مستقل باشد و هنگامی كه تعداد افراد ساكن در آن به حداكثر ظرفیت خود میرسد، باغشهر دیگری در همان نزدیكی ساخته شود. از نگاه او باغشهر بهترین آمیزه میان شهر و طبیعت است.
باغشهرها تا اندازه زیادی مستقلاند، شهروندانی كه منافع اقتصادی در آنها دارند، مدیریتشان میكنند و منابع مالی لازم برای اداره آنها از اجاره زمین بر پایه مدل هنری جورج كه در كتاب «پیشرفت و فقر» شرحش داده بود، تامین میشود. ركن اصلی برنامه هاوارد به لحاظ مالی این است كه كل زمین باغشهر از قبل خریده میشود و از این رو افزایش ارزش این ملك كه در اثر رشد آن ایجاد میشود، نصیب خود این منطقه خواهد شد. هاوارد خوشهای از چند باغشهر را به صورت اقماری از یك شهر مركزی 50 هزار نفری مجسم كرده بود كه جاده و راهآهن آنها را به یكدیگر پیوند میدهند. به باور او مردم اعتقاد دارند كه جمعیت زیاد از حد شهرها و وخامت روزافزون شرایط زندگی در آنها یكی از مشكلات بزرگ روزگارشان است. صنعتی شدن شهرها، جمعیت را با وعده دستمزدهای بیشتر و فرصتهای بهتر كار و فعالیتهای اجتماعی به درون آنها رانده بود. شهرها بسیار شلوغ شده بودند، اجارهها و قیمتها در آنها بالا رفته بود و عرضه مسكن و آب آنها كفاف جمعیتشان را نمیداد. ویژگی شهرها شده بود شلوغی و آلودگی صنعتی همراه با كمبود آب، سیستم ضعیف دفع فاضلاب، فقر و شرایط ناسالم زندگی كه به بیماریهای زیادی میانجامید. در سوی دیگر این داستان، روستاها و زمینهای كشاورزی از جمعیت قویبنیه خود خالی میشدند. كمبود فضای مسكونی مناسب زندگی برای كارگران كشاورز و زوال این جوامع كشاورزی فشار را بر آنها زیاد كرده بود و به سوی شهرها و شهركها رانده بود. در برداشت هاوارد از باغشهر، شهر و روستا با یكدیگر تركیب میشدند تا برای طبقه كارگری كه مجبور بود یا در زمینهای كشاورزی روستا یا در «شهرهای شلوغ و بیمار» كار كند، گزینهای دیگر نیز فراهم آید.
تكیه بر سرمایه ثروتمندان
هاوارد «انجمن باغشهرها» را پایهگذاری كرد كه بعد به «انجمن برنامهریزی شهر و روستا» (TCPA) تغییر نام داد و در سال 1899 شركت «نخستین باغشهر» را برای ساخت باغشهر لچورث تاسیس كرد. او كوشید كه سازمانهای تعاونی كارگری را نیز كه بیش از دو میلیون عضو داشتند، در برنامه خود وارد كند، اما نتوانست از پشتیبانی مالی آنها بهرهمند شود. لذا مجبور شد برای تامین مالی برنامه خود، بر سرمایهگذاران ثروتمند «نخستین باغشهر» تكیه كند و وادار شد كه تغییراتی را در برنامهاش بپذیرد، از جمله این كه طرح مالكیت تعاونی و افزایش اجارههای كوتاهمدت را از برنامهاش حذف كرد.
در سال 1904 طراحی نقشه اولین باغشهر كه قرار بود در لچورث، منطقهای در 50 كیلومتری لندن ساخته شود، به معمار برجسته، ریموند آنوین و شریكش، بری پاركر واگذار شد. این دو نقشه شهر را در مركز لچورث كشیدند و كمربند سبز كشاورزی بزرگی را نیز كه از نگاه هاوارد باید آن را احاطه میكرد، برایش در نظر گرفتند. آنوین و پاركر این باور هاوارد را میپذیرفتند كه كارگران سزاوار آناند كه خانههایی بهتر و ارزانتر داشته باشند. لچورث اندكاندك ساكنان بیشتری را به سوی خود كشید، چون میتوانست تولیدكنندگان را به میانجی مالیاتهای اندك، اجارههای پایین و فضای بیشتر به سوی خود جلب كند. با وجود تلاشهای هاوارد، قیمت خانههای این باغشهر در اندازهای نماند كه كارگران یقهآبی توان زندگی در آنها را داشته باشند. جمعیت ساكن در این شهر عمدتا كارگران ماهر طبقه متوسط بودند. بعد از یك دهه، شركت «نخستین باغشهر» به سوددهی رسید و پرداخت سود سهام را به سرمایهگذارانش آغاز كرد. هر چند بسیاری به لچورث در حكم یك موفقیت بزرگ مینگریستند، اما این شهر نتوانست دولت را به سرمایهگذاری برای ساخت باغشهرهای بعدی برانگیزد. حالا بسیاری از صنایعی كه در آغاز به لچورث آمده بودند، از این شهر رفتهاند و مثل آن چه كه در هر شهر و شهرك دیگری میبینیم، جدالی دائمی در كار است تا مركز شهر را در برابر رقابتهای بیرونی زنده نگاه دارد. فضای تجاری شهر دائما در حال تغییر است تا بتواند نیازهایی را كه همواره در حال دگرگونیاند (مثل نیازهای صنایع جدید و دارای تكنولوژی پیشرفته) برآورده سازد. این تغییرات برای برخی افراد خوشایند هستند و عدهای دیگر میخواهند كه این شهر به چیزی شبیه به یك موزه بدل شود.
خودت دست به كار شو
فردریك جیمز اوزبورن، همكار هاوارد و جانشین او در شركت تحت فرمانش، این جمله هاوارد را درباره عدم پشتیبانی دولت انگلستان از پروژه آنها نقل كرده است: «تنها راه برای انجام هر پروژهای این است كه خودت دست به كار شوی». هاوارد احتمالا ناامیدانه برای تامین مالی ساخت دومین باغشهرش در ولوین دست به دامن دوستانش شد. اما ولوین به باغشهری مستقل بدل نشد، چون تنها 32 كیلومتر از لندن دور بود. در همین باغشهر بود كه هاوارد بعد از اینكه در مارس 1928 آشكار شد كه از عفونت سینه و سرطان معده رنج میبرد، در روز نخست ماه مه همان سال درگذشت.
صادرات ابتكار انگلیسی
اندیشههای هاوارد و جانشینش، فردریك اوزبورن بعد از جنگ جهانی دوم دوباره در انگلستان بال و پر گرفت و تصویب قانون «شهرهای جدید» به ساخت مناطق جدید زیادی بر پایه اندیشههای برابریخواهانه هاوارد انجامید. ساخت باغشهرهای لچورث و ولوین تاثیر زیادی بر شكلگیری برنامه «شهرهای جدید» از سوی دولت انگلستان بعد از جنگ جهانی دوم داشت. این روند به ساخت بیش از سی منطقه این چنینی در این كشور انجامید.
اندیشه باغشهرها در آمریكا نیز بسیار اثرگذار افتاد. محله وودبورن در بوستون، باغشهر نیویورك، رادبرن نیوجرسی و گرینبلت مریلند از جمله باغشهرهای زیادیاند كه در آمریكا بر پایه باورهای هاوارد ساخته شدهاند.
در كانادا هم شهرهای كاپوسكاسینگ و واكرویل در ایالت اونتاریو تا اندازهای قالب باغشهر را دارند. نمونههای فراوانی از باغشهرها را میتوان در آرژانتین، استرالیا و بسیاری از كشورهای دیگر دنیا دید. اصول ساخت باغشهرها اثر بسیار بزرگی بر طراحی پایتخت كشورهای مستعمره در سده بیست میلادی گذاشت. در آغاز دهه 1920 دو معمار آمریكایی به نام كلارنس اشتاین و هنری رایت، با الهام از اندیشههای هاوارد و موفقیت باغشهرهای لچورث و ولوین، شهر رادبرن را در ایالت نیوجرسی ساختند.
چندین طرح در برنامهریزی شهری مثل جداسازی پیادهرو و محل حركت خودروها برای نخستین بار در رادبرن به اجرا درآمد و شهرهای برنامهریزی شده بعدی را تحت تاثیر خود قرار داد. بعد از سقوط بازار سهام در سال 1929 و ركود اقتصادی كه در پی آن به وجود آمد، تقاضای فراوانی هم برای مسكن ارزان و هم برای شغل از جانب كارگرانی كه حالا بیكار شده بودند، به وجود آمد. در پاسخ به این وضع «اداره اسكان مجدد» كه در سال 1935 توسط روزولت، رییسجمهور وقت آمریكا پایهگذاری شده بود، سه شهر با كمربند سبز را ساخت: گرینبلت در مریلند، گرینهیلز در اوهایو و گریندیل در ویسكانسین.
این شهرها بسیاری از مولفههای نهضت باغشهرها را در خود داشتند. منشورهای امروزین در باب برنامهریزی شهری همچون «شهرنشینی جدید» و «اصول شهرنشینی هوشمند» در این الگو ریشه دارند. این روزها باغشهرهای بسیاری در دنیا وجود دارند، اما بیشترشان به مناطق مسكونی در حومه شهرها بدل شدهاند كه از سر تا پا با آنچه هاوارد در سر داشت، فرق دارند.
مشترک مقالات مهندسی دماتجهیز شوید :
|









